زندگی بدون هیچ خطا و اشتباهی مستلزم هوش و تفکر بسیار است و از آن هم مهم تر پیش بینی آینده ای که هنوز نیامده با تمام این وجود این ممکن نیست مگر اینکه بتوان به گذشته سفر کرد یا آینده،
انسان هرگز موجودی قابل اعتماد برای خود نیست، بسیار شنیده ام که من وقتی شانسی و اتفاقی دست به تصمیمی میزنم بیشتر موفقیت آمیز خواهد بود تا زمانی که می‌کوشم و تدبیر و اندیشه به خرج میدهم، حتی اگر با اندیشه سقراط، نیچه یا انیشتین به مصاف پیش‌آمد بروی باز مقداری فضا وجود دارد که همه چیز به یکباره به خطا برود.
اگر به وجود درونت هوشیار هستی، پس هوشمند بودن برای تو یعنی اعتماد به وجود درونی ات، هوشمند بودن برای تو یعنی تسلیم بودن به وجودی که لحظه ها را پس از لحظه ای دیگر می‌تواند مشاهده کند، هوش و آگاهی ای که بر همه چیز احاطه و تسلط کامل دارد.
هوشی که من را بیشتر از خودم بشناسد، چرا بیشتر از خودم زیرا لازمه شناخت دسترسی و احاطه داشتن است، فقط بر چیزی می‌توان دسترسی و احاطه داشت که بیرون از خودت باشد، جز هرگز نمیتواند به کل دسترسی داشته باشد، قطره نمیتواند راجب اقیانوس به شناخت برسد چون جزئی از اقیانوس است، هنگامی که قطره بپذیرد جزئی از اقیانوس است آنگاه خواهد دید که اقیانوس نیز جزئی از او خواهد، اقیانوس بدون او نمی‌تواند کل را تشکیل دهد.
رویداد