این دل نوشته را داشته باشید از من تا بعدا بیایم و در مورد هستی و زمان برایتان بنویسم. امسال سال عجیبی است برایم از هر لحاظ احساس میکنم برای شخص خودم یا یک پایان زیبا خواهد بود یا تاریک خوشحالم که در این بیست و اندی سال روزی رسید که دریابم چگونه عاشقانه زندگی کنم چگونه خودم را دوست داشته بشم چگونه گذشته و دیگران را قضاوت نکنم. دریافتم که زندگی سراسر رنج است و پذیرش و درک همین موضوع به طور عمیق نه سطحی آن را زیبا و ارزشمند میکند. پدرم را بیش از همه دوست دارم هرچند اینگونه به نظر نمیرسد. تقریبا فکر میکنم میتوانم عاشق همه شما باشم از پرنده های روی درخت گرفته تا گربه ی توی سطل آشغال تا گل های صورتی رنگ کاغذی و بچه های بازیگوش توی کوچه این پیام من به شماست من عاشق شما هستم حاظرم جسمم را برای زندگی و زیبایی و سرور برای آگاهی و شادی شما کنار بگذارم و روحم را با شما شریک شوم در قلب من جای دارید. دوست تان دارم
25 آبان 1401
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۱ ساعت 4:33 توسط آرمین ابریشمی
|
به زودی برایتان از هستی و زمان هایدگر و ارتباط آن با مدیتیشن و فلسفه شرق( ذن) خواهم نوشت.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۱ ساعت 3:42 توسط آرمین ابریشمی
|